سلام

ندای آشنای عشق

 

چرا باز هم آمدی؟

من که فرسنگ ها از تو دور بودم!

حتی از تو بدم می آمد!

چرا آمدی و آنقدر در چشمانم تکرار شدی که به تو عادت کردم!

و حالا که به تو عادت کردم

انکارم می کنی!!!

اگر می خواهی نباشی

برو تا همیشه ها!

و اگر می خواهی بمانی

آنقدر احساساتم را راهروی قدم های تردیدت نکن!

sina

/ 1 نظر / 11 بازدید
ارین

خیلی چرت بود.دیگه شر نگو