تفاوت بی اف و دوست پسر از دیدگاه دکتر ماری چارلز !!!

با دست و پای کوفته ایستادم زیر دوش آب گرم و فکر می کنم...

فکر می کنم و نمی کنم...یعنی نمی دونم به چی فکر می کنم ! ولی چون کاری که نمی کنم،اسم دیگه ای نداره،اسمشو می ذاریم فکر کردن...تفکر در مورد خلأ !!!

یهو یاد جمله ای می افتم که چند سال پیش در ترجمه ی لغت بیگانهء بی اف به کار برده بودم...

بی اف:شخصی هستش که یه دختر باهاش دوست میشه ! عاشقشه و بهش تعهد داره !

دوست پسر:شخصی هستش که دختر بهش تعهد نداره ! به عنوان یه دوست اجتماعی روش حساب میکنه و موارد مصرفش حرف زدن،کوه رفتن و آروم کردن دختر تو اوج عصبانیته !

ولی الآن احساس می کنم این جمله ها در تعریف این دو واژه کارآمد نیستند !

بی اف شخصیه که تو می خوای مدام بپیچونیش که وقتت رو با دوست پسرت بگذرونی ! فرقشون اینه که یکیشون بهت پیشنهاد داده ولی اون یکی دیر رسیده و نتونسته پیشنهاد بده...

بی اف شخصیه که جرأت کرده و ازت خواسته باهاش دوست شی ! تو هم از رو حماقت،بچگی [!!!] و میل شدید انسان به تجربه کردن همه چیز،باهاش دوست شدی ! ولی دوست پسرت شخصیه که بهت پیشنهاد داده ! ولی تو بخاطر تجربه ی افتضاح اولت،یه جفتک به بختت و یه لگد به قلبت می زنی و میگی نه...

بی اف شخصیه که زشت،بی ریخت،بی عقل و بچه ننه است ! اون انتخابت میکنه،مجبوری پیشنهادش رو قبول کنی،چون... ! راه فرار هم نداره ! ولی از اونجایی که انسان توی انتخاب و نگه داشتن دوست،مختاره [!!!] دوست پسرت رو می تونی نگه داری و می تونی نگه نداری...به خودت مربوطه !

بی اف شخصیه که عمده مسئله ی مورد بحثش مزخرفه !!! ولی دوست پسرت باهات در مورد تصمیم های بزرگش،آینده اش،شیرین کاری برادر کوچیکش،غذای مورد علاقه اش،دوستاش،پدر و مادرش،دوست دختراش و جی افش،عصبانیتهاش و غمش صحبت میکنه و تو هم سنگ صبورشی...

بی اف پسر بچه ای هست که تو باید جلوش بهترین باشی...نباید بفهمه تو ناراحتی یا تو دلت پر از غمه...ولی دوست پسرت حاضره سرت رو روی شونه های مردونه اش بذاری و گریه کنی...مطمئن باش اونم باهات گریه می کنه...چون دوستته و دوستی به درد همین روزا می خوره دیگه !

بی اف شخصیه که میترسه پدر و مادرش تو رو ببینن یا بفهمن کی هستی و قیافه ات چه جوریه که خدای نکرده زبونم لال بهت تیکه بندازن که این چی بود انتخاب کردی [!!!] ! ولی دوست پسرت سلامت رو به مادرش میرسونه و بهت میگه مادرش گفته دستت بخاطر سوغاتی ای که واسه پسرم آوردی درد نکنه...

چشمات زیر دوش آب گرم بارونی میشه...ولی هیشکی اشکات رو نمی بینه...همونطور که هیشکی،هیچ وقت اشکای ماهی ها رو نمی بینه...

بی اف شخصیه که تو با دعوا باهاش بهم می زنی چون لابد یه غلطی کرده ! ولی دوست پسرت میره،چون تو ازش خواستی که بره...چون دیگه نمی تونی ادامه بدی...به هیچ کس هم ربطی نداره که چرا این طوری شده !

و در آخر،بی اف موجود مزخرفیه که تو پشیمونی که وقتت رو صرفش کردی ! پشیمونی که چرا پولت رو حرومش کردی ! براش کادوی تولد و ولنتاین و عیدی و هزار تا کوفت دیگه خریدی...

ولی دوست پسرت شخص مهمیه که تو وقتی از جلوی استایل یا میرداماد رد میشی،ذهنت ناخودآگاه پر میکشه سمت هیکل مردونه اش...به این فکر می کنی که اگه هنوز کنارت بود،حتماً اون بلوز بافتنی آلبالویی رو براش می خریدی...

mostafa

/ 3 نظر / 2035 بازدید
shabnam

vaayyyy kheili khob bod vaghean hamash dorost bod mane ehmagh ba dost pesaram in kararo kardam [وحشتناک] vaghean tafakor barangize[سوال]

مهتا

سلاااام وب عالی داری هم شهری پ[گل]یش منم بیا