سمپادیای رشت

این ادرس شعبه دیگمونhttp://rasht-sampad.blogfa.com/

ضد حال!!!

 

 

 

تو تصویر یک نوع از انواع ضد حال روو می بینین!!!

اما بقیش:

 

1- عروس سر سفره عقد بگه : نــــــــــــــــــــــــــــــه !!! نیشخند

2- روز آخر سربازی در حالی که سراسیمه دنبال گرفتن برگ تسویه هستی فرماندتو نبینی و احترام نذاری!!! بعد یک هفته اضافه خدمت بخوری!!! نیشخند

3- یه قدمی خط پایان مسابقه زمین بخوری و آخر بشی!!! لبخند

4- درس بلد نباشی و چند دقیقه آخر کلاس یهو استاد هوس کنه درس رو ازت بپرسه!!! نیشخند

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٩ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

سردر گمی در منوی قهوه های یک کافی شاپ را حتماً تجربه کرده اید.

در این مواقع یا هربار سراغ یکی از اسمهای نا آشنا رفته اید و حالا برای خودتان متخصص شده اید

یا همیشه همان همیشگی را سفارش می دهید.

حالا انواع قهوه را برای شما مرور کرده ایم تا این بار حرفه ای انتخاب کنید

کافه لاته ( کافه اوله )

 

کافه لاته یک قهوه ی ایتالیایی است که از ترکیب قهوه اسپرسو با شیر تهیه می شود. کافه لاته در لغت به معنی قهوه ( کافه ) و شیر ( لاته ) است.

برای تهیه ی کافه لاته ، قهوه ی اسپرسو را با شیر داغ یا جوشیده ترکیب می کنند و روی آن را با کف می پوشانند. کافه لاته در فنجان یا کاپ سرو نمی شود.

این قهوه در لیوان های بلند شیشه ای ( مانند تصویری که در بالا برایتان گذاشته ام ) سرو می شود،چون از طبقه ی پایین تا بالا چند رنگ مختلف است و جدا بودن این طبقات مهارت قهوه ساز را نشان می دهد.

 

تفاوت کافه لاته با کاپوچینو در نسبت قهوه به شیر آن است ؛ در کاپوچینو این نسبتها مساوی است اما در کافه لاته قهوه به نسبت یک به سه به شیر جوشیده اضافه می شود.

اگر در منویی کافه لاته نبود بلکه کافه اوله به چشم خورد تعجب نکنید! کافه اوله نام فرانسوی کافه لاته است.

 

 

اسپرسو

 

 

اسپرسو یک واژه ی ایتالیایی است به معنی سریع و خیلی کوتاه ؛ چون قهوه اسپرسو در کوتاهترین زمان شما را سر حال می آورد.این خاصیت اسپرسو به دلیل غلظت آن است. در سال 1822 میلادی ایتالیایی ها روش جدیدی را برای تهیه ی قهوه ابداع کردند.به این طریق که در فشار بالا و با آب 90 درجه از دانه ی قهوه ، عصاره ی آن را می گرفتند.

قهوه ایکه به این روش بدست می آمد به اسپرسو معروف شد و با محبوبیت آن دستگاههای اسپرسو ساز هم به خانه ها آمدند.اسپرسو در فنجان های بسیار کوچک و اغلب بعد از غذا سرو می شود.

 

در ایران فقط قهوه خورهای حرفه ای با طعم تلخ و غلیظ اسپرسو کنار می آیند. اگر در این گروه هستید می توانید دستگاه اسپرسو با قیمت مناسبی بخرید.تهیه ی قهوه ی مخصوص اسپرسو فراموشتان نشود!

در کافه های مختلف ، اسپرسو با ترکیب های مختلف سرو می شود.مثلا کافه ماچیاتو که ترکیب اسپرسو با کف شیر است یا کان پالا که ترکیب اسپرسو با خامه ی ترش است.

 

 

 

 

کاپوچینو

این قهوه آشناترین قهوه است که بدلیل ترکیب شدن با شیر تلخی رایج قهوه فرانسه و ترک را ندارد و اغلب افراد از خوردن آن لذت می برند.

در کاپوچینو به میزان مساوی قهوه و شیر با هم ترکیب میشوند. این روزها کاپوچینوهای طعم دار هم به بازار آمده اند.مثل کارامل،شکلات، وانیل و ...

 

اما نام کاپوچینو از کجا آمده است؟ کاپوچین نام فرقه ای از راهبان کاتولیک است که معمولاً چهره ی رنگ پریده ای دارند و کلاه سیاهی بر سر می گذارند.

ایتالیایی ها کف شیر و قهوه ی پاشیده شده روی آن را شبیه راهبان کاپوچینو می دانند ؛ به همین دلیل این نام را بر آن گذاشتند.

 

 

 

آمریکانو

قهوه ی آمریکانو ترکیب یک پیمانه قهوه ی اسپرسو با 250 گرم آب جوش است.این قهوه هم ابتکار آمریکایی است و هم در این کشوربسیار محبوب است ؛ به همین دلیل آن را به این نام میشناسیم.

 bye

arya

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٩ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

ندای آشنای عشق

 

چرا باز هم آمدی؟

من که فرسنگ ها از تو دور بودم!

حتی از تو بدم می آمد!

چرا آمدی و آنقدر در چشمانم تکرار شدی که به تو عادت کردم!

و حالا که به تو عادت کردم

انکارم می کنی!!!

اگر می خواهی نباشی

برو تا همیشه ها!

و اگر می خواهی بمانی

آنقدر احساساتم را راهروی قدم های تردیدت نکن!

sina

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٩ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

شاید تا به حال به این فکر کرده اید که: "ای کاش می شد که من با دست می نوشتم (دست خط) و نرم افزار Microsoft Office Word اونو به متن تایپی تبدیل می کرد. اما حیف که نمیشه!!!"

نه، میشه. با این ترفندی که می خوام امروز براتون آموزش بدم می تونین با نوشتن متن با ماوس و یا قلم نوری بر روی Tablet، اونو به محیط آفیس و یا سایر نرم افزارهای ویرایشگر متنی وارد کنین.

 


ابتدا سی دی (یا دی وی دی) حاوی نرم افزار آفیس رو توی رایانه تون بذارین. سپس نرم افزار Word رو باز کنین و از منوهای اصلی بالای پنجره گزینه Tools رو فشار بدین و از منوی باز شده گزینه Speech رو انتخاب کنین. نرم افزار از شما اجازه نصب می خواد که شما با تایید اون به برنامه اجازه میدین که اولین گام رو خودش اتوماتیک بره. بعد با انتخاب گزینه های Next و پشت سر گذاشتن مراحل، پنجره بسته می شه. حالا از منوی Start مطابق تصویر زیر عمل می کنین:

 

 

 

بعد از اینکه در مرحله هشتم کلید Next را فشار دادین، به صفحه ای با عنوان Advanced Customization وارد می شوید. حالا باید در این صفحه به شاخه Office Shared Features برین و روی علامت (+) کلیک کنین. از زیرشاخه نمایش داده شده عبارت Alternative User Input رو پیدا کنین و روی علامت (+) مقابل آن کلیک کنین. بعد گزینه Handwriting رو پیدا کنین و روی اون کلیک کنین تا منویی نمایش داده شود. حالا روی گزینه Run from My Computer کلیک کنین و در نهایت هم کلید Update رو فشار بدین. نرم افزار به صورت اتوماتیک شروع به نصب کردن مورد درخواستی می کند. بعد از اینکه عملیات نصب به پایان رسید نرم افزار Word رو باز کنین و روی کلیک تغییر زبان (موجود در Taskbar ) یعنی کلید [EN]  راست-کلیک کنین و گزینه Restore the Language Bar رو فشار بدین. با این کار یه نواری (اغلب) در بالای محیط آفیس مشاهده میشه. با انتخات زبان صفحه کلید در حالت لاتین (EN) روی گزینه Handwriting کلیک کنین. اگه در نوار زبان مشاهده نکردین از کلید کوچکی که به صورت یه مثلث معکوس هست، (رو نوار زبان) کلیک کنین و از اونجا پیداش کنین. بعد از کلیک بر روی اون یه منویی باز میشه که باید روی گزینه Write Anywhere کلیک کنین. حالا یه پنجره کوچکی نمایش داده میشه که باید بر روی کلیک Text که به صورت حرف T روی یه مکعب هست کلیک کنین. حالا با استفاده از ماوس میتونین متن مورد نظرتنون رو تایپ کنین. برای سرعت و راحتی در عملیات تایپ می تونین از یه Tablet و قلم نوری استفاده کنین. مثل تصویر زیر:

 


 

لازم به ذکر است که در حالت پیش فرض و default این ابزار قابلیت تایپ و پشتیبانی از زبان فارسی را ندارد و فقط از چند زبان پشتیبانی می کند. ولی نگران نباشید، می تونین افزونه های اون رو از سایت مایکروسافت دانلود کنین. فقط کافیه که در جستجو گر سایت عبارت  Install Persian Language Pack for  Handwriting in Office 2003رو وارد کنین.

همچنین از این ابزار در سایر برنامه های ویرایش متن تحت فعالیت ویندوز می تونین استفاده کنین.( مانند Notepad و PhotoShop و WordPad و... )

موفق باشید...

 bye

arya

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢۸ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

سلام خوبین ؟

قهوه تلخم که سری جدیدش اومد

بچه ها بمب خنده مهران مدیری رو دیدین؟بیرون هر مغازه ای نداره شنیدم غیر مجازه

ولی فرهود از بچه های سوم راهنمایی میرزاکوچک لینک دانلودش رو تو وبش گذاشته می تونید برید دانلود کنید ادرس وبش اینه

http://www.beiha-safa.blogsky.com/

bye

arya

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٧ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

نگارش امروزه یکی از بهترین روش ها برای انتقال افکار و اندیشه هاست . نگارش در دیروز تا امروز دچار تغییر و تحول بسیاری شده است . در گذشته که انسان های نخستین با کشیدن تصاویر در دیواره ی غار ها منظور خود را به هم می رسانند و تا امروز که موبایل ، تلفن و رسانه ی  دیگر جای خاصّی را به خود اختصاص داده . باید بدانیم که مکالمه و زبان ، تا حدودی محدود است . چرا که بسیاری از افراد ممکن است بسیاری از افراد دیگر را نشناسند و در عین حال می خواهند افکار و اندیشه های خود را به دیگران منتقل کنند . واضح است که این کار با استفاده از تلفن امری غیر ممکن و بدور از عقل است . در اینجاست که اینترنت با عظمت خود وارد کار شده و خود نمایی می کند . اینترنت فضایی است مجازی که افراد بوسیله ی آن می توانند به بسیاری از چیز ها دست یابند : آگاهی ، دانش و... حتی ثروت!

اما نگارش با نگارش فرق می کند . نوشته باید با اصول خاصّی نگارش شود . در غیر این صورت نوشته ی مورد نظر مفهوم نویسنده را به خواننده نخواهد رساند و موجب گیجی و ابهام در متن خواهد شد . نوشته باید بدور از کلمات زشت و ناشایست باشد تا نظر خواننده به نویسنده را عوض نکند .

البته متن هر کشور ، با متون کشور های دیگر تفاوت بسیار دارد که با اندکی تأمل و تفکّر می توان دریافت که دلیل این اختلافات ، تفاوت میان فرهنگ و دین و عرف هر جامعه است . بدیهی است که نویسنده نیز باید طبق همین قواعد متن خود را بنویسد و در واقع ، فرهنگ و دین و عرف هر جامعه ، غربالی است برای نوشته های نویسنده .

یک نویسنده حق ندارد که حد و حدود این غربال را کم و زیاد کند . در این صورت نوشته اش تناسبی با جامعه ی مورد نظر نخواهد داشت . نویسنده می تواند با بهره گیری از اطلاعات روز و علمی ، نوشته ی خود را غنی تر و گیرا تر سازد و سهمی هر چند اندک در آگاهی و رضایت مردم داشته باشد . نویسنده همچنین می تواند با بهره گیری از تصاویر مناسب و متناسب با موضوع و ... نوشته ی خود را مفید تر و بهتر سازد . البته این نکته بسیار حائز اهمّیّت است که تصاویر باید مناسب باشد . تصاویر نا پسند نه تنها می تواند بر نویسنده و آبروی او تأثیر منفی بگذارد بلکه حتی موجب انحراف افکار دیگران نیز خواهد شد .

نویسنده می تواند برای بیرون آمدن متن از یکنواختی و حوصله سر بر بودن ، به آوردن طنز در متن بپردازد و روشن است که منظور از طنز ، طنزی ....

سرتان را درد نمی آورم فقط می گویم امید وارم تمام نویسندگانمان ، از پیر تا جوان ، از بچه ی 7 ساله تا پیرمرد 77 ساله بتواند متونی متناسب با جامعه ی خود بنگارند .

sina

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

26 دی ماه روز ملی حمایت از حیوانات مبارک باد

ایرانیان درمیان ملل مختلف  از پیشگامان و بنیانگذاران قوانین و دستورات مربوط به حقوق حیوانات و حتا گیاهان بوده اند و  برخلاف آنچه که تاریخ نگاراران  ،  نظریه پردازان و  فرهنگ سازان غربی در ترویج آن می کوشند ، ایرانیان سده ها زودتر از آن ها در این  قوانین  و دستورات ریشه دار که خوشبختانه بسیاری از آن ها  تا به امروز به صورت مکتوب باقی مانده و به ما رسیده است ، از  زوایای  مختلف  به مسائل مربوط به حیوانات و  محیط زیست آن ها توجه کرده  و  همه ویژگی  این  قوانـیـن و  دستورات  این بود که از جانب مردم نیز  با جدیت و  به بهترین شکل رعایت می شدند 

bybye

mehrad

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

سلام خوبین؟امتحانا خوب پیش میره؟

1-چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبلیو؛سه تا دبلیو می گذارند ؟ چون کار از محکم کاری عیب نمی کند!

2- اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود ؟ هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد!

-3 چرا مار نمی تواند به مسافرت برود ؟ چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد!

4- برای قطع جریان برق چه باید کرد ؟ باید قبض آن را پرداخت نکرد!

5-نصف النهار چیست ؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است!

6- آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی!

-7چرا دوچرخه خودش نمی تواند به ایستد؟ چون خیلی خسته است!

8-اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می کنید؟ برایش صندلی می گذاریم !

9- دارچین رو چگونه درست می شود؟ وقتی یک چینی را دار بزنند!

10-چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!

11- اگر شخصی خیلی سر شناس باشد ؛ به نظر شما چه کاره است ؟ آرایشگر!

12- اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنید ؟ آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!

13-شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟ هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!

14- چرا دود از دودکش بالا می رود ؟ چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!

15-شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست ؟ هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!

16- فرق یخمک با آتروپات در چیست؟ یخمک خوشمزه تر است!

17-فرق باتری با مادر زن در چیست ؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!

18- چه طوری زیر دریایی رو غرق می کنند؟ یه غواص میره در میزنه !

19-ناف چیست؟ ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است!

20-خط وسط قرص برای چیه ؟ برای این که اگر با آب پایین نرفت با پیچگوشتی بره !

sadra

bye

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٤ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

جغرافی دختران: اگر قادر به تشخیص دست راست و چپ خود باشیم، بهتر است به خانه بخت رفته و دل وزیر آموزش و پرورش را که بارها اعلام کرده از ازدواج دانش آموزان دختر استقبال می کند، شاد کنیم…

تا پیش از این و براساس توطئه ای که دشمنان طراحی کرده بودند، گمان می شد که دانش ربطی به دختر یا پسر بودن دانش آموزان ندارد. این در حالی است که وجود تفاوت بسیار زیاد میان دختران و پسران اگر از دید مردم عادی یا فریب خوردگان پنهان بماند هیچ گاه از دید وزیر آموزش و پرورش پنهان نخواهند ماند. این هفته حاجی بابایی، وزیر آموزش و پرورش از پیگیری طرح جداسازی کتب درسی دختران و پسران توسط این وزارتخانه خبر داد که بسیار دلگرم کننده بود. ما علاوه بر گرم کردن دل، کمک و پیشنهاد هم در این زمینه بلدیم. در زیر چند نمونه از مطالب کتاب های جداسازی شده مطابق سیاست های وزارت آموزش و پرورش برای الگوبرداری آورده شده اند.

ریاضی پسران: ۲+۲ مساوی است با ۴٫ فوق فوقش ۵.

ریاضی دختران: ۲ تا گل داریم ۲ تا گل دیگه هم می ذاریم کنارش که به مامانمون هدیه بدیم؛ مجموعا میشه یه دسته گل.

جغرافی پسران: اگر دست راست خود را به طرف شرق و دست چپ خود را به طرف غرب بگیریم، شمال در پیش رو و جنوب در پشت سرمان خواهد بود.

جغرافی دختران: اگر قادر به تشخیص دست راست و چپ خود باشیم، بهتر است به خانه بخت رفته و دل وزیر آموزش و پرورش را که بارها اعلام کرده از ازدواج دانش آموزان دختر استقبال می کند، شاد کنیم.

ادبیات پسران: درس «حسنک وزیر» از تاریخ بیهقی…

ادبیات دختران: درس «مرضیه وزیر» از تاریخ …

انگلیسی پسران:
I want to go to the garden with my friends

انگلیسی دختران:
I want to go to the kitchen and cook the dinner for my lord husband

تاریخ پسران (پس از حذف پادشاهان و لشکرکشی ها که دولت وعده اش را داده): یونانی ها به سرکردگی یک یارویی حدود دو هزار سال پیش به ایران حمله کردند و عده ای از مردم را کشتند و یک سلسله ای را منقرض کردند اما پس از اندکی خودشان هم رفتند وردست بابایشان.

تاریخ دختران (پس از اصلاحات مذکور): یونانی ها یک زمانی به ایران آمدند و سعی کردند به جای خورشت پلو بادمجون غذای پلاخورشتوس یونانی را که اصلا هم خوشمزه نبود، رواج بدهند اما نتوانستند. طرز تهیه خورشت پلوبادمجون به شرح زیر است…

فلسفه پسران: سقراط فیلسوفی یونانی بود که پیوسته در طلب حق بود و لقب شهید راه حقیقت گرفت.

فلسفه دختران: زن سقراط پیوسته در تعقیب شهید راه حقیقت بود و دمار از روزگار او درآورد.

فیزیک نور پسران: در انعکاس یک تصویر در آینه بین فاصله کانونی آینه(f) و فاصله جسم از آینه(p) و فاصله تصویر از آینه (q) رابطه وجود دارد.

فیزیک نور دختران: در انعکاس تصویر در آینه همیشه بین نجابت، زیبایی و شوهرداری باید نسبت وجود داشته باشد.
sadra
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

اینم  یه ایمیل که گفته بودید

 

tjangaliya@yahoo.com

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٠ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

طنز دانشگاه

دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
کنکور = گذرگاه کاماندارا
دوران دانشجویی = سالهای دور از خانه
خوابگاه دانشجویی = آپارتمان شماره 13
بی نصیبان از خوابگاه = اجاره نشین ها
امتحان ریاضی = کشتار بیوجرسی
امتحان میان ترم = زنگ خطر
امتحان پایان ترم = آوار
لیست نمرات دانشجویی = دیدنیها
نمره امتحان = پرنده کوچک خوشبختی
مسئولین دانشگاه = گرگها
استادان = این گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنکبوت
رستوران دانشگاه = پایگاه جهنمی
پاسخ مسئولین = شاید وقتی دیگر
دانشجوی اخراجی = مردی که به زانو در امد
دانشجوی فارغ التحصیل = دیوانه از قفس پرید
دانشجوی سال اولی = هالوی خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سرهیچ
مدرک گرفتن = پرواز بر فراز آشیانه فاخته
پاس کردن واحدها = آرزوهای بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم میمیرند
محوطه چمن دانشگاه =حریم مهرورزی
استاد راهنما = مرد نامرئی
کمک هزینه = بر باد رفته
درخواست دانشجویان = بگذار زندگی کنم
دانشجوی دانشگاه صنعتی = بینوایان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئیس دانشگاه = کلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشکی میریزم
تقلب در امتحان = راز بقا
یادگیری = قله قاف
دانشجوی معترض = پسر شجاع
دکتر بهداری = گله بان
تربیت بدنی1 = راکی
تربیت بدنی2 = راکی
خاطرات استادها = اعترافات یک خلافکار
انصراف = فرار از کولاک
تصییح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبلیون دلاری
آرزوی دانشجویان = زلزله بزرگ
هیئت علمی = سامورا یی ها
رئیس دانشگاه = دیکتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از میدان مین
رئیس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دریایی
برخورد مسئولین = کمیسر متهم میکند
از دانشگاه تا خوابگاه = از کرخه تا راین

arya
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٠ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

شما تعریفتون از عشق چیه؟

! یکی بود یکی نبود! غیر از خدا هیچکی نبود:

 
  عشق از دید حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسی زد

(جمله عاشقانه: خداوند همه جوانها را به راه راست هدایت کند (


عشق از دید دختر حاج آقا: آه ... خدای من یعنی میشه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم.

(جمله عاشقانه: ندارد (


عشق از دید یه ریاضی دان: عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول.

)جمله عاشقانه: آه عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوست دارم(


عشق از دید بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسه ما گرفت.

)جمله عاشقانه:سکینه شام چی داریم…(

عشق از دیدگاه معلما: دانش آموز رو چه به این کارا.بچه جون بشین درستو بخون!

 

(جمله ی عاشقانه: شما تشریف داشته باشید بعد کلاس باهم صحبت میکنیم)...


عشق از دید اصغر کاردی(در زندان): مرامتو عشقه، عشقی.

)جمله عاشقانه: چاقو خوردتیم لوتی…(

عشق از دید یه دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم: آه عزیزم کاش الان پیشم بودی بغلم میکردی ، سرمو میزاشتم رو شونه هات......

)جمله عاشقانه: دوست دارم عزیزم...)

عشق از دید مادر بزرگم: این حرفای بد و نزن.

حالا من این همه گفتم شما تعریفتون از عشق چیه؟؟؟ منتظرتون هستم!

عشق از دیدگاه یه بچه سمپادی: ...؟؟؟؟ 
sadra

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱۱ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

بخونین و منتظر ضایع کاری های دخترا هم باشید!

 

تقسیم بندی پسرها:

بعضی پسران هستند که (ببخشید ؛شرمنده ) خر به دنیا می ایند و گاو از دنیا میروند خر به دنیا می ایند چون از زندگی هیچ چی نمی فهمن و گاو از دنیا میرن چون تمام عمرشان را به خردن و خوابیدن مشغول بودن و هیچ گاه سعی نکردند که چیزی را بفهمند ( البته کار خوبی کردند چون زور بی خود می زدند <!--[if !vml]--><!--[endif]-->

دسته پنجم پپرانی هستند که به ظاهر پسر هستند و پسرانه رفتار می کنند اما در باطنشان دوس دارند دختر باشند که این خصلت در صحبتها و اسامی که برای خودشان در نظر می گیرند کاملآ مشخص است . به عنوان مثال:

پیشی ملوسه

پیشی را برای ظاهر در نظر گرفته که بگوید من سبیل دارم پس مردم اما کلمه ی ملوسه ظاهرش را مشخص می کند چون همان طور که عزیز عزض فرمودند :
کلماتی مانند عروسکم؛ملوسکم؛خوشکلم؛نازم ؛عزیزم و...... برای دختران به کار می رود .

یه کلمه هم از زبون مادر شوهر

مردان هیچ قدرتی ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ی زنانه.
اما اگر بخواهی احساسی برخورد کنی می فهمی درست است (اما مردان قدیم(چون:


انها سبیل دارند از نوع در رفته و بلندش
ریش دارند از نوع پر پشتش
مو دارند از نوع فرفری و بلندش
هیکلی دارند بلا نسبت فیل(داداش کوچیکه و این حرفها

شاید همه ی اینها نشان دهنده ی قدرت باشد اما خوووووووووووب در پسران امروزی که نگاه کنی:


نشانی از ریش و سبیل نمی بینی


ریششان را به دلیل مد سه تیغه میکنند وبه جای ان خطی میگذارند به نام خط ریش( ان هم برای این که مردم بفهمند اینها خانوم نیستند و مثلآ اقا تشریف دارند


موهای فرفری هم از مد افتاده

و به جای ان از وسایلی از قبیل کلاه گیس؛ سشوار ؛ ژل و کتیرا و ...... استفاده میکنند.(البته بعضی ها برای این که نشان دهند هنرمند هستند موهای خود را تا منتها الیه شانه ها یا کمر خود بلند میکنند
دیگر از ان هیکل و شکم خبری نیست چون تمامی پسران به باشگاه بدنسازی میروند و هر کدام به جای وانت پیکان که با ان کار کنند اسبی دارند که سوارش میشوند و موهای خود را بر باد میدهند.

<!--[if !vml]--><!--[endif]--> 

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا مکنی بنیادم

 

پس این سوال بر همگان به وجود میاید که این موجودات جرا زنده هستند و همچنان نفس میکشند؟؟؟
ایا این همآن خشم و غضب خدا نیست؟
ایا این همان عذاب الهی نیست؟
چه عذابی از این بالاتر که پسری به دختری بگوید دوست دارم؟
این همانند انی است که عزراییل به فردی لبخند بزند و بگوید عزیزم بیا بغلم.


خبر جدید: 
 طبق امار گرفته شده به نتیجه رسیده ایم که اکثر دخترانی که والدینشان نفرینشان میکنند و به قول معروف اق والدین میشوند دچار این گونه عذابها میشوند .


اخطار: 
 به تمامی دختران توصیه میشود هر گاه به همچین موجودی برخورد کردید میتوانید از کلمه ی بپر استفاده کنید چون انها میپرند. 

 

آقایان متفکر

 تا حالا اقایی رو دیدین در حال فکر کردن باشه ؟ ؟؟؟من که هر وقت دیدم این قدر خندیدیم که انگار خنده دار ترین جک دنیا را برام گفتن.
بعضی از اقایون وقتی فکر میکنن با سبیلهاشون ور میرن و اونها را میکنن طوری که وقتی فکرشون تموم شد و خواستن راه برن میبینن تعادلشون به هم میخوره .
بعضی از اقایون وقتی می خوان فکر کنن دستشون رو میگیرن به دو طرف صورتشون وهی دستاشون رو بالا پایین میکنن مثل این که دارن صورتشونو میشورن طوریکه وقتی فکرشون تموم میشه صورتشون پوست انداخته وباید ۱۰۰۰۰ تا پماد خرجش کنن.
بعضی از اقایون وقتی فکر میکنن تا منتها الیه انگشتانشان را داخل بینی فرو کرده و میچرخانند طوری که اشغالهای بینی که سهله؛مایه ی برون مغزی و درون مغزی هم میاد بیرون.
بعضی از اقایون وقتی فکر میکنن بدنشان به خارش میافتد از نوک انگشتان پا تا فرق سرشان که شپشها کیلو کیلو از ان میپرند بیرون.خلاصه اینکه کوره های روی پوستشون کنده میشن.

خلاصه اقایون با فکر کردناشون کارای خنده دار دیگه ای هم هست که انجام میدن اما چون میترسم روده تون از خنده بترکه فعلآ نمیگم .

فواید فکری در اقایان:به پوست اندازی ونظافتشان کمک میکند. در روحیه و اخلاقشان بسیار موثر است باعث ساکت شدن انها میشود برای اصلاح صورتشان مفید است.

نتیجه گیری اخلاقی:هر وقت احساس کردید مردی احتیاج به نظافت عمومی دارد به او سوژه ای برای فکر کردن بدهید.
استدلال ثابت شده این قضیه:
اقایان زیاد فکر میکنن اما هیچ وقت نتیجه نمی گیرند از فکرشان .
اقایان حرف زیاد میزنند ولی اهل عمل نیستند هیچ کدامشان.

 

 

اعتماد به نفس کاذب در پسران

این یک بیماری مسری در پسران است . اگر برادر و یا دوست پسر و یا پسر شما این بیماری را بگیرد یقین بدانید که در عرض کمتر از یک هفته کل پسران محل را مبتلا میکند پس برای جلوگیری از این بیماری اگر کسی را مشاهده کردید که مبتلا است حتمآ او را قرنطینه کنید.


علایم این بیماری:


۱-:گذاشتن ریشهای نخ قیطونی.<!--[if !vml]--><!--[endif]-->
۲-:طرز نگاه کردن به صورت عجیب غریب.<!--[if !vml]--><!--[endif]-->
۳-:تکرار جمله ی هوش پسران بیش ازدختران است<!--[if !vml]--><!--[endif]--> .
۴-:ایستادن زیاد رو به روی اینه.<!--[if !vml]--><!--[endif]-->
۵-:استفاده از جملاتی شبیه همین که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
۶-:مخالفتهای پی در پی.
۷-:پایین بردن شخصیت دختران برای تقویت روحیه.<!--[if !vml]--><!--[endif]-->
۸-:خواندن اشعار پر محتوا از قبیل پسرا شیرن مثه شمشیرن(دوپینگ<!--[if !vml]--><!--[endif]-->
۹-:روزی ۵۰ دفعه شنیدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون یا کاست ضبط شده توسط مامان جون.
۱۰-:خواندن کتابهبیی از قبیل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بریم؟
انرژی درمانی
تقویت اراده در ۲۰ روز
من بهترینم
و.......<!--[if !vml]--><!--[endif]-->
۱۱-:زدن وبلاگهای تک نفره به عنوان حزب پسران دختر ستیز.(همچین میگه حزب ادم فکر میکنه با یه هییت طرفه در صورتیکه نویسنده و خوانندش یه نفره(
به امید بهبودی همه پسرا
sadra

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱۱ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

با دست و پای کوفته ایستادم زیر دوش آب گرم و فکر می کنم...

فکر می کنم و نمی کنم...یعنی نمی دونم به چی فکر می کنم ! ولی چون کاری که نمی کنم،اسم دیگه ای نداره،اسمشو می ذاریم فکر کردن...تفکر در مورد خلأ !!!

یهو یاد جمله ای می افتم که چند سال پیش در ترجمه ی لغت بیگانهء بی اف به کار برده بودم...

بی اف:شخصی هستش که یه دختر باهاش دوست میشه ! عاشقشه و بهش تعهد داره !

دوست پسر:شخصی هستش که دختر بهش تعهد نداره ! به عنوان یه دوست اجتماعی روش حساب میکنه و موارد مصرفش حرف زدن،کوه رفتن و آروم کردن دختر تو اوج عصبانیته !

ولی الآن احساس می کنم این جمله ها در تعریف این دو واژه کارآمد نیستند !

بی اف شخصیه که تو می خوای مدام بپیچونیش که وقتت رو با دوست پسرت بگذرونی ! فرقشون اینه که یکیشون بهت پیشنهاد داده ولی اون یکی دیر رسیده و نتونسته پیشنهاد بده...

بی اف شخصیه که جرأت کرده و ازت خواسته باهاش دوست شی ! تو هم از رو حماقت،بچگی [!!!] و میل شدید انسان به تجربه کردن همه چیز،باهاش دوست شدی ! ولی دوست پسرت شخصیه که بهت پیشنهاد داده ! ولی تو بخاطر تجربه ی افتضاح اولت،یه جفتک به بختت و یه لگد به قلبت می زنی و میگی نه...

بی اف شخصیه که زشت،بی ریخت،بی عقل و بچه ننه است ! اون انتخابت میکنه،مجبوری پیشنهادش رو قبول کنی،چون... ! راه فرار هم نداره ! ولی از اونجایی که انسان توی انتخاب و نگه داشتن دوست،مختاره [!!!] دوست پسرت رو می تونی نگه داری و می تونی نگه نداری...به خودت مربوطه !

بی اف شخصیه که عمده مسئله ی مورد بحثش مزخرفه !!! ولی دوست پسرت باهات در مورد تصمیم های بزرگش،آینده اش،شیرین کاری برادر کوچیکش،غذای مورد علاقه اش،دوستاش،پدر و مادرش،دوست دختراش و جی افش،عصبانیتهاش و غمش صحبت میکنه و تو هم سنگ صبورشی...

بی اف پسر بچه ای هست که تو باید جلوش بهترین باشی...نباید بفهمه تو ناراحتی یا تو دلت پر از غمه...ولی دوست پسرت حاضره سرت رو روی شونه های مردونه اش بذاری و گریه کنی...مطمئن باش اونم باهات گریه می کنه...چون دوستته و دوستی به درد همین روزا می خوره دیگه !

بی اف شخصیه که میترسه پدر و مادرش تو رو ببینن یا بفهمن کی هستی و قیافه ات چه جوریه که خدای نکرده زبونم لال بهت تیکه بندازن که این چی بود انتخاب کردی [!!!] ! ولی دوست پسرت سلامت رو به مادرش میرسونه و بهت میگه مادرش گفته دستت بخاطر سوغاتی ای که واسه پسرم آوردی درد نکنه...

چشمات زیر دوش آب گرم بارونی میشه...ولی هیشکی اشکات رو نمی بینه...همونطور که هیشکی،هیچ وقت اشکای ماهی ها رو نمی بینه...

بی اف شخصیه که تو با دعوا باهاش بهم می زنی چون لابد یه غلطی کرده ! ولی دوست پسرت میره،چون تو ازش خواستی که بره...چون دیگه نمی تونی ادامه بدی...به هیچ کس هم ربطی نداره که چرا این طوری شده !

و در آخر،بی اف موجود مزخرفیه که تو پشیمونی که وقتت رو صرفش کردی ! پشیمونی که چرا پولت رو حرومش کردی ! براش کادوی تولد و ولنتاین و عیدی و هزار تا کوفت دیگه خریدی...

ولی دوست پسرت شخص مهمیه که تو وقتی از جلوی استایل یا میرداماد رد میشی،ذهنت ناخودآگاه پر میکشه سمت هیکل مردونه اش...به این فکر می کنی که اگه هنوز کنارت بود،حتماً اون بلوز بافتنی آلبالویی رو براش می خریدی...

mostafa

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٠ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |


اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:

اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پیانوی بابام پام مونده زیرش"

اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"

اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"

اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"

اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"

اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "


اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"

اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!

ببینم شما اینقدر بیکلاس بودی که همه اینو خوندی ؟

از همه ی کسانی که تا الان به وب ما سر زدن تشکر میکنم امیدوارم همتون امتحاناتون رو خوب بدین
فعلا بای
mehrad

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٠ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

سلام به دوستان گل خوبین؟چه خبرا مدرسه خوبه؟

شوخی با سیستم


لیست احمقانه ترین سوالات کامپیوتری

شرکت بریتیش تله کام یا همان BT لیستی از احمقانه ترین سوالاتی را که کاربران کامپیوتری یا اینترنتی این شرکت ارتباطی از مشاوران آنها پرسیده اند منتشر کرد. به نوشته پایگاه اینترنتی روزنامه مترو برخی از این سوالات آنقدر خنده دار است که حتی خود سوال کنندگان پس از فهمیدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده اند. لیست احمقانه ترین سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسیده شده به شرح زیر است:

۱- کاربر: کامپیوتر می گوید هر کلیدی را (any keys) فشار دهید اما من نمی توانم دکمه any را روی کیبوردم پیدا کنم.

۲- کاربر: من نمی توانم کانال های تلویزیون را با مونیتورم عوض کنم.

۳- کاربر: من با یک نفر در اینترنت آشنا شدم می توانید شماره تلفن او را برای من پیدا کنید.

۴- کاربر: اینترنت من کار نمی کند؟
مشاور: مودم را وصل کرده اید ، همه سیم های کامپیوتر را چک کرده اید؟
کاربر: نه الان فقط مانیتور جلوی من است هنوز کامپیوتر و مودم را از جعبه در نیاورده ام!

۵- کاربر: پسر ۱۴ ساله من برای کامپیوتر رمز گذاشته و حالا من نمی توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟
کاربر: نه آن را به من نمی گوید چون با من لج کرده

۶- مشاور: لطفا روی My Computer ،کلیک کنید.
کاربر: من فقط کامپیوتر خودم را دارم کامپیوتر شما پیش من نیست.

۷- مشاور: مشکل شما به خاطر نرم افزار اسپای ویری است که روی دستگاهتان نصب شده(اسپای در انگلیسی به معنی جاسوس است)
کاربر: اسپای!؟ ببینم یعنی او می تواند از داخل مانیتور وقتی لباس عوض می کنم من را ببیند؟

۸- کاربر: ماوس پد من سیم ندارد!
مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نیست سیمی داشته باشد.
کاربر: پس چگونه می تواند ماوس را پیدا کند؟ یعنی وایرلس است؟

در یک مورد دیگر نیز مرکز مشاوره مایکروسافت در انگلیس لیستی از سوال های ابلهانه مشتریانش را اینگونه منتشر کرده است.

مرکز مشاوره: چه نوع کامپیوتری دارید؟
مشتری: یک کامپیوتر سفید…

مشتری : سلام، من «سلین» هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیارم
مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟
مشتری : آره ولی اون واقعاً گیر کرده
مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می کنم…
مشتری : نه… صبر کن… من هنوز نذاشتمش تو درایو… هنوز روی میزمه.. ببخشید…

مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟

مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : سلام… من نمی تونم پرینت کنم.
مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و…
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!

مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اماکامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه…

مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم…
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری : نه.

مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری : یه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خریده.
مرکز : و الآن F8 رو بزنین.
مشتری : کار نمی کنه.
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟
مشتری : من کلید F رو ۸ بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته…

مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه.
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟
مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم.
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و ۱۰ قدم به عقب برید.
مشتری : باشه.
مرکز : کیبورد با شما اومد؟
مشتری : بله
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا نیست؟
مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه… اون یکی کار می کنه!

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد ۷ هست.
مشتری : اون ۷ هم با حروف بزرگه؟

یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه…
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.

مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید… Internet Explorer
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!

مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟
مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از ۴ ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتری : من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از ۴ ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟

مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟ مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟
مشتری : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟

 

sadra

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٠ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

سلام خوبین؟خوشین؟با یه مطلب جالب اومدم که با تلاش محققان سمپاد به این نتایج دست یافتیم

فرق درس خوندن دخترها و پسرها                

 

 

 دخترها: 

بعضی از اونا واقعاً می خونند وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند

 بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ...

یه عده ای هم هستند که به بهونه اینکه مشکل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یک ساعت و اندی به طوری که اشک و دود تلفن در میاد برای هم قصه بی بی چساره تعریف می کنند.


  و اما پسر ها:

یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ...

 یه کم که درس  خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند

و به یه چیزی فکر می کنند بعد انگار که درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می کنند بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فکر می کنند . وقتی فکرشون تموم شد کتاب را ورق میزنند یه کم براندازش میکنند وزنش می کنند استخاره می کنند برای خودشون تقسیمش می کنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت کنند . حین استراحت حسشون  تموم میشه

حال ندارند برند  بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر کتابشون.

همینجور که می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنند(لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد) بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی که یاد نمی گیرند را میذارند که فردا از دوستاش بپرسند یه کم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده . خلاصه آخرش نمیرسند کتاب را تموم کنند فردا میرند میبینند که دوستاشون یه چیزایی می گند که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودند یادشون میره به همین سادگی

بای

arya

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٠ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

 

پسرها و دیدگاهشون از زندگی اجتماعی در سنین مختلف
سن 14 سالگی : تازه توی این سن، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی
سن 15 سالگی : یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافه خودشون بدشون می یاد
سن 16 سالگی : توی این سن اصولا راه نمیرن، تکنو می زنن ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن
سن 17 سالگی : یه کمی مثلا آدم میشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند می خونن ... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول می خوندن
سن 18 سالگی : هر کی رو می بینن تا پس فردا عاشقش میشن ... آخ آخ ...آهنگ های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون می چسبه
سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز میشن ... ابی گوش میدن
سن 20 سالگی : از همه شون رو دست می خورن ...ستار گوش میدن که نفهمن چی شده
سن 21 سالگی : زندگی رو چیزی غیر از
این بچه بازیها می بینن ... مثلا عاقل می شن
سن 22 سالگی : نه می فهمن که زندگی همش عشقه ... دنبال یه آدم حسابی می گردن
سن 23 سالگی : یکی رو پیدا میکنن اما مرموز میشن ... دیدشون عوض می شه
سن 24 سالگی : نه... اون با یه نفر دیگه هم دوسته ...اصلا لیاقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگی : عشق سیخی چند؟ ... طرف باید باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نیست
سن 26 سالگی : این یکی دیگه همونیه که همهء عمر می خواستم ... افتخار میدین غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگی : آخیش
سن 28 سالگی : کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم




دخترها و دیدگاهشون از زندگی اجتماعی در سنین مختلف


سن 14 سالگی : تا پارسال هر کی بهشون می گفت چطوری؟ میگفتن ... خوبم مرسی ... حالا میگن مرسی خوبم
سن 15 سالگی : هر کی بهشون بگه سلام ... میگن علیک سلام ... نقاشیشون بهتر میشه » بتونه کاری و رنگ آمیزی
سن 16 سالگی : یعنی یه عاشق واقعیند ... فردا صبح هم میخوان خودکشی کنن ... شوخی هم ندارن
سن 17 سالگی : نشستن و اشک می ریزن ... بهشون بی وفایی شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگی : دیگه اصلا عشق بی عشق ... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن
سن 19 سالگی : از بی توجهی یه نفر رنج می برن ... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگی : نه , نه ... اون منو نمی خواست آخرش منو یه کور و کچلی می گیره ... می دونم
سن 21 سالگی : فقط سن 27-28 سالگی قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگی : خوش تیپ باشه ، پولدار باشه ، تحصیلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چی نباشه
سن 23 سالگی : همهء خواستگارا رو رد می کنن
سن 24 سالگی : زیاد مهم نیست که چه ریختییه یا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چیزی که نرسیدیم برسونه
سن 25 سالگی : اااااااه ، پس چرا دیگه هیچکی نمی یاد... هر کن میخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگی : یه نفر می یاد ، همین خوبه ، بله
سن 27 سالگی : آخیش
سن 28 سالگی : کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نمیومدی

 amir bahador

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٠ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

« افتخارات ملی و بین المللی »

دانش آموزان دبیرستان و پیش دانشگاهی مرکزآموزشی میرزاکوچک خان رشت

در سال 1389 و 1388 :

ردیف

نام و نام خانوادگی

افتخار کسب شده

1

آریا حا ج میرزائیان

مقام اول با کسب مدال طلای جهانی المپیاد زیست شناسی در کشور ژاپن

2

آروین شهبازی مقدم

مقام دوم با کسب مدال نقره جهانی المپیاد فیزیک در کشور مکزیک

3

پویان پیردیر

مقام سوم با کسب مدال برنز جهانی ارائه طرح در نمایشگاه بین المللی اختراعات در کشور سوئیس

4

عرفان اسماعیلی

مقام اول و سوم جهانی المپیاد نجوم در دو سال پیاپی با کسب مدال طلا ی جهانی در کشور تایلند و برنز جهانی در کشور اندونزی

5

فرهاد پیشگر

مدال نقره جهانی المپیاد زیست شناسی از کشور کره جنوبی

6

مهدی حکیمی نژاد

مدال برنز جهانی المپیاد زیست شناسی از کشور کره جنوبی

7

کوشا پورطهماسبی

مدال برنز کشوری المپیاد ریاضی

8

محمد پدرام فر

مدال طلای المپیاد ریاضی

( در حال گذراندن دوره باشگاه برای انتخاب و حضور در مرحله جهانی )

با آرزوی موفقیت

کنکور
رتبه ۱ کنکور سراسری تجربی ۱۳۸۳ :سعید خواهشی
رتبه ۳ کنکور سراسری تجربی ۱۳۸۳ :محمد حسین میربلوک
رتبه ۷ کنکور سراسری تجربی ۱۳۸۲ :امیرحسین مدبرنیا
رتبه ۷ کنکور سراسری تجربی ۱۳۸۳ :شریف تابع بردبار

رتبه ۶ کنکور سراسری تجربی ۱۳۷۸ :دامون غضنفری
جشنواره خوارزمی
رتبه سوم اولین دوره مسابقات ملی روباتیک خوارزمی(شبیه سازی دو بعدی):امیر طوافی،نیما نوذری،ساسان دلیرارزنقی
رتبه سوم یازدهمین جشنواره ی جوان خوارزمی(برق و الکترونیک):سپند حقیقی
مسابقات بین‌المللی
مدال برنز مسابقات بین‌المللی مخترعین سوئیس(کلاس A):پویان پیردیر

دستاوردهای ورزشی-مسابقات شطرنج

1-محمد امین مهدی زاده                 نفر اول انفرادی

2-امیرقاسمپور                               نفر دوم انفرادی

3-سیدکامیار صادق موسوی           نفرچهارم انفرادی

4-هومن هداصفت                           نفرششم انفرادی

5-مهدی عاشوری                           نفریازدهم انفرادی

ضمن اینکه این عزیزان  توانستند رتبه اول تیمی را در استان کسب نمایند.

پیروزی تحسین برانگیز دانش پژوه ،پویان پیردیر

باعنایت الهی فرزندان غیور میرزاکوچک خان در مرکز آموزشی میرزاکوچک خان رشت،برگ زرین دیگری به افتخارات علمی میهن اسلامی عزیز افزودند.جناب آقای پویان پیردیر با اختراع (دستگاه جذب و ذخیره براده های آهن)موفق به کسب مدال طلای نمایشگاه و مسابقات بین المللی اختراعات سئول کره جنوبی2010 گردیدندو همچنین توانستند جایزه ی ویژه کشور لهستان راکسب نمایند.

ضمن تبریک این پیروزی تحسین برانگیز، به دانش آموزان ، دبیران و مردم فرهیخته استان گیلان ،آرزوی موفقیت برای همه دانش آموزان را خواستاریم.

دستاوردهای دینی و قرآنی

مسابقات بسیج دانش آموزی

1-سهیل گلپور             نفر اول تفسیر سوره کهف

2-رضا آگاهی               نفرسوم  تفسیر سوره کهف

3-علیرضا عابدی         نفرسوم مساقات قرائت                     

 ضمن اینکه آقای سهیل گلپور به مرحله بعد راه پیدا کرد.



قهرمانی تیم بسکتبال

تیم بسکتبال مرکز راهنمایی استعدادهای درخشان میرزا کوچک خان رشت در مسابقات بسکتبال آموزشگاه های شهر رشت موفق به کسب قهرمانی شدند. کسب این مقام را به همه اولیا و دانش آموزان تبریک می گوییم .

اسامی اعضای تیم بسکتبال مرکز راهنمایی استعدادهای درخشان میرزا کوچک خان رشت

1- نریمان علی نیا

2- ماهان غلامی

3- امیر حسین پوات

4- آراد اشرفی

5- کسری دانش

6- امین کامیاب

7- محمد حسین مرادی

8- هامون کولی نیا

9- پویا شهبازیان

10- امیر رضا حسین پور

11- فربد پور نقشبند

12- پارسا اشرفی

مربی                  آقای  اکبر زاده

سرپرست            آقای کامرانی

قهرمانی تیم تنیس روی میز

تیم تنیس روی میز مرکز راهنمایی استعدادهای درخشان میرزا کوچک خان رشت در مسابقات تنیس روی میز آموزشگاه های شهر رشت موفق به کسب قهرمانی شدند. کسب این مقام را به همه اولیا و دانش آموزان تبریک می گوییم .

اسامی اعضای تیم تنیس روی میز مرکز راهنمایی استعدادهای درخشان میرزا کوچک خان رشت

1- عرفان امینی

2- علیرضا لطفی نیا

3- میلاد جهانی

4- نیما فقیرپور

مربی                  آقای  اکبر زاده

سرپرست            آقای غریب


ودر اخر همه به یاسمن تبریک گفتید منم تبریک میگم تولدشو خوشبحال غزل که دوستی مثل یاسمن داره

Wishing u a day soft as silk..... white as milk..... sweet as honey&full of money. may all ur dreams come true.... HAPPY BIRTH DAY

arya

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

سلام  خوبین؟دماغاتون چاقه؟ایندفعه وضوع ورزشیه

ماجرای مسلمان شدن کاکا را روزنامه الریاضیه در 13 اکتبر 2006 عنوان کرده بود. الریاضیه چاپ عربستان در شماره‌ی آن روزش با تیتر « من برای مسلمان‌شدن زاده شده‌ام» به خبر مسلمان شدن کاکا پرداخت. الریاضیه ادعا کرد که ابراهیم ردیعان خبرنگار این روزنامه با کنجکاوی در کتابهایی با محتوای اسلام، که کاکا از یک کتابفروشی در کویت خریداری کرده بود؛ از کاکا در مورد اسلام پرسید و او عنوان کرد که « به دین صلح ایمان آوردم». این روزنامه حتی پا را از این فراتر نهاد و عنوان نمود که کاکا نام عبدالرحمان را برای خود برگزیده است.
کاکا که همواره به خاطر داشتن اعتقادات مذهبی‌اش در میان فوتبالیست‌ها مشهور است، در برابر ادعای این روزنامه سکوت کرد و هیچ گاه در برابر رسانه‌ها به طور صریح از مسلمان شدنش سخن نگفت. خبرنگار الریاضیه نیز در برابر سکوت کاکا عنوان کرد که او قادر نخواهد بود بیش از این در مورد گرایش خود به اسلام سکوت کند.
پس از این ماجرا، دایره‌المعارف آن لاین ویکی‌پدیا نیز در صفحه‌ی افراد مشهوری که به دین اسلام گرویدند، تاکنون نام کاکا را به عنوان فرد جدید اضافه نکرده تا ادعای روزنامه الریاضیه در حد یک ادعا باقی بماند. کاکا که در پایان دیدار لیگ قهرمانان فرصتی دوباره یافته بود تا خداوند را برای این پیروزی شکرگزاری کند، باز هم به مانند همیشه از تی‌شرتی با عناوین مذهبی در جشن قهرمانی تیمش استفاده نمود. این نخستین کسب عنوان قهرمانی کاکا در یک تورنمت پس از شایعه مسلمان شدنش بود و او این بار نیز جمله‌ی " I belong to Jesus " (من متعلق به عیسی هستم) را برای تی‌شرتش برگزید؛ عنوانی که پیش از این کاکا پس از قهرمانی در جام جهانی 2002 و نیز کسب اسکودتو 2004 برای تی‌شرتش انتخاب نموده بود.
آنطور که به نظر می‌رسد کاکا هنوز به دین اسلام نگرویده است و تنها برای آگاهی، مطالعاتش را پیرامون این دین ادامه می‌دهد. کاکا همچنان یک پروتستان متعصب است که از تورات و انجیل به عنوان کتابهای مورد علاقه‌اش نام می‌برد
mehrad
نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

معرفی مجموعه

تاریخچه مراکز سمپاد در گیلان  :

     مراکز آموزش و پرورش استعداد هاى درخشان گیلان از سال 1368 فعالیّت آموزشى خود را درشهر رشت در قالب مراکز آموزشى راهنمایی و دبیرستان  « میرزا کوچک خان و فرزانگان » آغاز نمود. نداشتن فضاى آموزشى مطلوب در آغاز فعالیّت آموزشى موجب شد دانش آموزان تا سال 1374 ناچار به جا بجایى مکرّر در نقاط مختلف شهر باشند و از همین سال به بعد مرکز آموزشى میرزا کوچک خان ، فعالیّت آموزشى خود را در ساختمان نسبتاً مناسبى که در کیلومتر 5 جادّه رشت- جیرده ساخته شده  ادامه داد . براى ساخت مرکز آموزشى فرزانگان رشت از سال 1374 تلاش زیادى از طریق دفتر  سر پرستى سمپاد به عمل آمد تا این که در سال 1380 با همّت سازمان آموزش و پرورش استان گیلان و با افزودن اعتبارى قابل توجّه در این خصوص علاوه بر ساخت مرکز آموزشى فرزانگان در زمینى به مساحت 17500 متر مربّع ، ساخت مراکز آموزشى در شرق گیلان (لنگرود) و در غرب گیلان (تالش) آغاز گردیدکه اکنون مورد بهره برداری قرار گرفته است . علاوه بر مراکز یاد شده ، مرکز آموزش استعدادهای درخشان دارالفنون لاهیجان در چند سال اخیر احداث و مورد بهره برداری قرار گرفت .

مرکز آموزش استعدادهاى درخشان میرزا کوچک خان رشت (سمپاد)

    مرکز آموزش استعدادهای درخشان میرزا کوچک خان رشت که در دو مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهى به فعالیّت آموزشى مى پردازد ، یکى از پر افتخارترین مدارس در سطح ملی و بین المللی است و مسئولیّت پرورش برجسته ترین و با استعداد ترین دانش آموزان را در استان سرسبز گیلان بر عهده دارد . تاریخ 21 ساله ى آن شاهد موفقیّت ها و افتخارات فراوانى در عرصه هاى مختلف دینى ، علمى (المپیاد ها ، کنکور ها ، مسابقات علمى‌ ، ...) بوده که موجبات سر افرازى مردم فرهیخته کشور مان را فراهم نموده است. 

نحوه ی راهیابی به مراکز تیزهوشان

پذیرش دانش آموز در این مرکز همانند سایر مراکز آموزشی استعدادهای درخشان کشور از طریق  کنکور ورودی کشوری صورت می گیرد . برای ورود به مقطع دبیرستان از داوطلبان سال سوّم راهنمایی که معدّل کتبی آنان بالاتر از  19  باشد ثبت نام به عمل آمده ، از بین آنان بعد از برگزاری دو آزمون ورودی کشوری به اندازه تعداد نفرات 4 کلاس برای ورود به کلاس اوّل دبیرستان انتخاب می شوند .

آدرس  

رشت – میدان انتظام ( فلکه رازی سابق ) – کیلومتر 5 جاده رشت به جیرده –مرکز آموزش

استعدادهاى درخشان میرزا کوچک خان

 اهداف و اساس کار آموزشی :

 با توجّه به توان بالاى علمى دانش آموزان مرکز که در حقیقت منتخبین دانش آموزان مستعد و ساعى استان هستند ، سیاست ها ى آموزشى این مرکز بر اساس بر نامه ها ى زیر پایه گذارى شده است:

   1- انتخاب کادر علمى موفّق و مجرّب و کارکنان پر تلاش و علاقه مند .

   2- توجّه خاص به مسائل تربیتى دانش پژوهان .

   3- باز نگرى هر ساله در کیفیت و کمیّت آموزشى به منظور ارتقاى سطح آموزشى .

   4- ایجاد فضاى آموزشى و پژوهشى مناسب از طریق :

     • علاقه مند نمودن دانش آموزان به امر آموزش و پژوهش و حمایت هاى علمى و مالى جهت اجراى پروژه هاى این عزیزان .

    • تجهیز کتاب خانه ى مرکز و تشویق دانش‌آموزان به استفاده از منابع موجود در آن

     • تجهیز آزمایشگاه هاى فیزیک، شیمى و زیست شناسى مرکز و راه اندازى کارگاه هاىبرق، شیمى،کامپیوتر، روبوتیک، مکانیک، نجوم، زیست شناسى، فیزیک، نقد فیلم، تئاتر و استفاده

از دانش آموختگان مرکز جهت تدریس در این کار گاه ها.             

     5- ایجاد امکانات و انگیزه هاى لازم جهت حضور موفّق دانش آموزان مرکز در رقابت هاى

علمى منطقه اى، استانى و کشورى .

     6- نظارت ویژه بر بخش مشاوره ى مرکز با هدف مرتفع ساختن مشکلات احتمالى روحى

و روانى سنین نوجوانى .

     7- ایجاد شور ور نشاط در دانش آموزان با شرکت در مسابقه هاى ورزشى و اردوهاى

علمى و تفریحى در طول سال تحصیلى .

     9- برگزارى کلاس هاى قرائت قرآن مجید و حضور در مسابقات قرآنی .

    10- برگزارى کلاس هاى آمادگى المپیاد براى دانش پژوهان با دعوت از مدرّسان باشگاه

دانش پژوهان جوان که مفتخر به دریافت مدال هاى طلا ى جهانى شده اند .                     

    11- برگزارىکلاس هاى فوق برنامه ى درسى در تابستان .

و ...                                        

 تولد تولد مصطفی از من جلو زد اه

یه شعر واسه یاسمن  خانوم

جیغ و داد و ونگ

به دنیا اومدی،‌ بچه قشنگ

راستی،‌ می خواستی به دنیا بیایی؟

اینجا را دوست داری گلابی؟

زندگی را شروع کردی با داد و قال

مامان و بابا از اومدنت هستند خیلی خوشحال

این حماقت،‌ برای تو می ده،‌ خیلی حال

وقتی گرسنه ای،‌می کنی گریه و زاری

عوض کردنت برای مامان و بابا هست یه وظیفه،‌ آری

شبها وقتی همه جا هست خاموش

جیغ و هوارت، می خراشه گوش

اونوقت تورو باید گرفت در آغوش

بوسه نشه فراموش

وای دیگه دراومد آفتاب

بسه گریه،‌ بگیر آسوده بخواب

هر روز باید ازت بشه پرستاری

هی بغلت کنند،‌ عجب کاری

مامان و بابا می خوان برن جشن و بالماسکه

اما تو دوست داری روروک و کالسکه

هرکی نگاهت کنه جیغ می کشی فت و فراوون

نمی خواهی از بغل مامان و بابا بیایی تو بیرون

حمله می کنی به همه چیز مثل یه غارتگر

هر چی بخواهی،‌ همه حلقه به گوشند و فرمانبر

مامان و بابای بیچاره تو را می کنند تحمل

آخه خیلی نازی و گل و تپل و مپل

بعد از حمام می گیری می خوابی

تو موش کوچولوی گلابی

لبخند روی لب و چشمها خفته

تولدت مبارک ای غنچه

mehyar

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

سلام اینم اخبار مدرسه

١برگزاری سمینارعلمی مراکزسمپاد گیلان هفته آخراسفند

2-
برنامه اجرایی کلاس های قرآن - دبیرستان استعدادهای

مدرسه قرآن دبیرستان استعدادهای درخشان میرزاکوچک خان رشت کلاس های قرآن در سطوح روخوانی و تجوید برگزار می کند .

مکان برگزاری : نمازخانه دبیرستان استعدادهای درخشان میرزاکوچک خان رشت

زمان برگزاری : شنبه و سه شنبه هر هفته از ساعت 15 الی 30/16 ---- نوبت اول از تاریخ 15/7/89 لغایت 30/10/89 ------نوبت دوم بعد از اتمام امتحانات نوبت اول

استاد : جناب آقای کریمی

3-برگزاری نمایشگاه علمی پژوهشی در اسفند 89

فعلا بای

mehyar


نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |

سلام دوستان خوبین؟چه خبرا؟وای امتحانات

بچه ها امروز تولد تولد یکیه که بگم خیلی تعجب میکنید

ان روز که تو به دنیا امدی بارانی بود اما ان روز باران نبود ان ها فرشته بودند که داشتند گریه می کردند چون یکی از بهترین فرشته ها کم شده بود

یاسمن جان تولدت مبارک

بچه ها من تولد یاسمن رو تبریک گفتم فکر بد نکنیدا من دوست پسرش نیستم فقط میشناسم خیلی دختر خوبیه

 

روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو         

         کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو         

         درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم         

         بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم         

          میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم        

         از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم        

          من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون        

         چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون        

          به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم        

         هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم        

          تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم        

         اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم        

          کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش         

         بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش        

          با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک         

         با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک         

         عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک        

         فقط می خوان بهت بگن :.

.

.

.

.      تولدت مبارک

بای دوستان

mostafa 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ توسط سوم تجربی ها نظرات () |